summer3.jpg - 23.94 کیلو بایت

 

  

summer2.jpg - 31.40 کیلو بایت

عاطفه جوینی-متولد 1368

مهندس برق - الکترونیک

رتبه اول مسابقات شعر دانش آموزی به طور سه سال متوالی در سطح استانی
عضو فعال خبرگزاری دانش آموزی پانا
برگزیده ی جشنواره شعر رضوی "یا ضامن آهو"
همکاری با بخش ادبی نشریات استانی و دانشجویی

 

آخرین شبی که آقای زمستان قرار بود تا سال بعد بخوابد آنقدر بدنش را کش و قوس داد و خمیازه های طولانی کشید و منتظر ماند تا من به دنیا آمدم . از همان ابتدا، بابا دلش میخواست شهرزاد بشوم تا هر شب برایش قصه بگویم و مامان می‌خواست فرشته‌ی مهربان بشوم. خواهر و برادر دوست داشتند دزد دریایی بشوم تا هر روز باهم بازی کنیم، اما من گاهی دور از چشم همه‌شان ماهی می‌شوم و تنهایی به دریا‌ها و اقیانوس‌ها سفر می‌کنم. عاشق کتاب خواندن هستم . به دنیای خیالی آدم ها علاقه مندم و به افکارشان احترام میگذارم اما کلمات را بیشتر از هرچیز دیگری دوست دارم . در ده سالگی با آقای نیما یوشیج آشنا شدم و همانموقع اولین شعرم را سرودم. نفر بعدی آقای سهراب بود که باعث شد هرشب روی ایوان خانه بنشینم و شعر بخوانم. همه فکر میکنند دختر خوب و مهربانی هستم که کم فکر میکند، شب ها زود می خوابد و روزها کارهای معمولیی انجام میدهد اما آنها کاملا دچار سوتفاهم هستند و نمیدانند هروقت که به دنیای قصه ها وارد میشوم چه فکرهای عجیب و غریبی به سرم میزند و چه کارهای خطرناکی انجام میدهم . اگر مراقب نباشم دلم خیلی زود و الکی می شکند. هدیه دادن را بیشتر از هدیه گرفتن دوست دارم و اگر یک روز اتفاقی یک کیسه ی بزرگ پر از پول جلوی پایم بیفتد مطمئن باشید تمام آن را هدیه های پاپیون دار و پر از لبخند برای کوچک ها و بزرگ ها میخرم . ابرهای پفکی ، آسمان آبی و پرنده های بازیگوش دوستان صمیمی ام هستند ، اگر دوست داشته باشید میتوانم شما را هم با آنها آشنا کنم . با همه ی این حرف ها اگر یک روز ببینمتان با خوشحالی دستم را دراز می کنم و میگویم : سلام من عاطفه هستم و از آشنایی با شما خوشوقتم !