summer3.jpg - 23.94 کیلو بایت

 

  

summer2.jpg - 31.40 کیلو بایت

 

فریبا دیندار_متولد 1369

مهندس تکنولوژی معماری_تهران

عضو انجمن نویسندگان کودک و نوجوان

دبیر اجرایی و عضو تحریریه‌ی نشریه‌ی کوله‌پشتی، ضمیمه‌ی نوجوان روزنامه‌ی شهروند

برگزیده مسابقه معلمان انشا

برگزیده سومین دوره مسابقات ادبی _ ورزشی المپیک و پارالمپیک

منتخب نهمین جشنواره مطبوعات کودک و نوجوان ایران

منتخب مخاطب برتر ( همکار افتخاری) نشریه دوچرخه

برگزیده جشنواره اثر انگشت ( شعر هایکو)

همکاری با مجلات کودک و نوجوان در زمینه‌ی داستان، شعر، ترجمه، معرفی و نقد، گزارش و ... از سال 86 تا کنون

مجلات و نشریاتی که سابقه‌ی همکاری با آن‌ها داشته‌ام:

دوچرخه، سلام بچه‌ها، پوپک، سنجاقک، ملیکا، کوپه، دوست نوجوان، باران، سه یک سه، آفتاب، عروسک سخنگو، یاران امین جوان، یاران امین نوجوان، کوله‌پشتی

 

من فریبام. از خیلی وقت پیش کتاب می خونم و می نویسم. خیلی وقت پیش یعنی وقتی شیش سالم بود. اون وختا میون تپه ای از کتابای قصه و داستان خودم رو جا می دادم و خوابم می برد. اولین شعرم رو ده سالگی گفتم. یه دفتر داشتم که همه چیز رو تو اون می نوشتم. بعدش دفترم رو گم کردم. چه حیف! سیزده سالم که شد عاشق شدم. دوباره شروع کردم به شعر نوشتن. بیشتر چرت و پرت بودن تا شعر. الان تحمل خوندن هیچکدومشون رو ندارم. هر روز و همیشه می نوشتم. وقتی خوشحال بودم. وقتی ناراحت بودم. وقتی راه می رفتم، سر کلاس بودم، زیر دوش حموم بودم، غذا می خوردم، همه اش به یه چیز فکر می کردم :" نوشتن!" اون وختا من یه جنگلی بودم که با همه دعوا می کرد. یه کم هم غمگین بودم. اما حالا دارم سعی می کنم خوشال باشم. حتی شده از الکی.

خب پس چی شد؟ اولش نقاشی می کشیدم، بعد شعر گفتم، بعد داستان نوشتم، بعد ترجمه کردم. بعد هم کله مو خاروندم و فکر کردم :" خب دیگه چی؟" هان... می خوام معمار هم بشم. اما بعضیا می گن من که معمار نمی شم. اخه چرا من نباید یه معمار بشم؟ اون یکی بعضیا می گن قراره نویسنده بشم. اینجور وختا شونه هامو می دم بالا و بلند می گم :" چه می دونم." اما ته ِ ته ِ دلم، اونجا که هیچ کس نمی تونه ببینه دلم می خواد هم معمار بشم هم نویسنده هم تصویرگر هم انیماتور. اما هیچ کدوم اینا نیستم. چه بد!

الان؟ الان دلم یه سیب گنده ی قرمز می خواد که خرچ خرچ گاز بزنم و فکر کنم دیگه چی نیستم؟ فقط از یه چیز مطمئنم. اونم این که خوب یا بد من یه فریبام. از اول هم یه فریبا بودم. قرار هم نیست یه فریبا نباشم. خب دیگه.. من پاشم برم یه کم خودم رو تو آینه نگا کنم خوشال شم. اگه کسی تونست بگه من چقدر خوشگلم!