summer3.jpg - 23.94 کیلو بایت

 

  

summer2.jpg - 31.40 کیلو بایت

 
چاپ شده در ماهنامه‌ی آفتاب
 



بابای من با سس خوشمزه است

نویسنده: سیدنوید سید علی‌اکبر

تصویرگر: علی مفاخری

نشر شباویز

قیمت 4000تومان

داستان کودک

«مامان گفت: آقا غوله، بگذار برايت يک کمي سيب‌زميني هم سرخ کنم، خوشمزه‌تر مي‌شود. آقا غوله سيب‌زميني سرخ کرده نديده بود. باز الکي گفت: بدو، و گرنه خودت را هم مي‌خورم. مامان زودي سيب‌زميني سرخ کرد. آقا غوله سيب‌زميني‌ها را آورد و روي مبل بابا ريخت. اما تا خواست بابا را بخورد، برق آمد. آقا غوله بابا را با مبل روي زمين گذاشت. آقا غوله دود شد و به هوا رفت.»

توی خانه‌ی ما یک غول زندگی‌ می‌کند. یک غول که عاشق خوردن است. او دوست دارد همه چیز بخورد: سیب زمینی، کتاب و دفتر، من، مامان... حتی بابا را هم دوست دارد بخورد. باورتان می‌شود؟ من از غول می‌ترسم. می‌ترسم و چشم‌هایم را روی هم فشار می‌دهم. می‌دانید؟ غوله وقتی پیدایش می‌شود که همه جا تاریک است. بعد به من می‌گوید زود بیا این‌جا تا بخورمت. اما من جیغ می‌زنم و مامان که چراغ را روشن می‌کند غوله غیب می‌شود. عجیب است. خیلی عجیب است که غوله تاریکی را دوست دارد و من روشنایی را!

تو شبیه من وقتی اتاق تاریک می‌شود یک غول می‌بینی؟ یک غول چاق و گنده که می‌خواهد همه چیز را بخورد؟ من فکر می‌کنم توی شکم غول چیزهای زیادی پیدا شود. اگر تو هم شبیه من چشم‌هایت را می‌بندی و جیغ می‌زنی، اگر از تاریکی و یک غول بزرگ شکمو می‌ترسی بهتر است داستان « بابای من با سس خوشمزه است» را بخوانی. توی این داستان نوشته است که چطور باید یک غول شکمو را ادب کرد. هیس! اسم داستان را هم آرام بگو. یک وقتی غوله صدایمان را می‌شنود و می‌آید بابایمان را یک لقمه‌ی چپ می‌کند. البته من امیدوارم هیچ غولی از مزه‌ی بابا خوشش نیاید.

راستی! تا غوله پیدایش نشده و من را نخورده بگذار بگویم این داستان را سیدنوید سیدعلی اکبر نوشته و نشر شباویز آن را منتشر کرده. اگر داستان‌هایش را قبلا خوانده باشی مطمین باش از این داستان هم خوشت می‌آید و عاشق‌اش می‌شوی، این خط، این هم نشان!