summer3.jpg - 23.94 کیلو بایت

 

  

summer2.jpg - 31.40 کیلو بایت

 

 



جیرجیرک در میدان تایمز

عنوان اصلی: Cricket in Times Square

نوشته‌ی جرج سلدن (George Selden)

مترجم: پروین علی پور

نشر چشمه

خرید اینترنتی

رمان کودک

 

دوستم موسیقیدان است. می‌گویم وقتی ویولون می‌زنی، مثل جیرجیرک‌ها می‌شوی. همیشه جیرجیرک‌ها یک ویولون کوچک دستشان است و آهنگ‌های قشنگ می‌زنند. دوستم می‌خندد و می‌گوید کجای من مثل جیرجیرک است؟!

می‌گویم وقتی که کوچک بودم از لابه‌لای درخت حیاط خانه‌مان صدایشان می‌آمد؛ ظهرهای گرم تابستان که همه خواب بودند. گاهی که حیاط را جارو می‌زدم پوستشان افتاده بود گوشۀ حیاط قاطی برگ‌های باغچه. دوستم ویولونش را برمی‌دارد و آهنگی را می‌زند. صدای جیرجیرک‌ها می‌آید توی سرم.

کاش آن موقع‌ها که بچه بودم یکی از آنها را برمی‌داشتم برای خودم و داخل یک جعبه کبریت می‌گذاشتم و بهش غذا می‌دادم. جیرجیرک هم برایم جیرجیر می‌کرد همیشه. اما من این کار را نکردم. حتی موش و گربه هم نداشتم. گربه‌ها جوجه طلایی‌ام را خورده بود و من بهش چشم غره می‌رفتم و موش‌ها را هم دوست نداشتم. اصلا می‌خواستم راجع به جیرجیرک‌ها بنویسم؛ نه به خاطر دوستم که شبیه جیرجیرکهاست. به خاطر کتاب «جیرجیرک در میدان تایمز» نوشتۀ جرج سلدن. همین الان تمامش کردم.

«جیرجیرک در میدان تایمز» داستان جیرجیرکی است که سر از نیویورک در می‌آورد. سر از شلوغی یک ایستگاه راه آهن و با یک موش و گربه دوست می‌شود. داخل داستان یک پسر است به اسم «ماریو»، یک پدر است و یک مادر، یک موش به اسم «تاکر» و یک گربه به اسم «هومر» و همۀ آدم های نیویورک و میدان تایمز، موش خرماهای صحرای «کانک تیکات» و روباه ها. داخل داستان، من هم هستم که با یک لبخند گنده دارم کتاب را می‌خوانم و خوشحال خوشحالم از این داستان خوب.