summer3.jpg - 23.94 کیلو بایت

 

  

summer2.jpg - 31.40 کیلو بایت

امروز می خواهم حرف هایم را با این گفته ی مشهور شروع کنم: "بگذار بچگی اش را کند!"

این جمله برای من کمی گیج کننده است. وقتی چنین چیزی می گویید، منظورتان این است که بگذارید بچه ها قشقرق به پا کنند، با باربی های شان بازی کنند، هر چه دوستان شان گفتند انجام دهند، و سر خواهر و برادرهای شان جیغ بکشند؟ – یا منظورتان این است که بگذارید بچه ها در مسابقات رقابتی شرکت کنند، عقایدشان را در میان بگذارند، در کنفرانس مدل سازمان ملل متحد شرکت کنند و خودشان در مورد عقاید خودشان تصمیم بگیرند؟

مطالعه بیشتر...

در هر حال جملات قصار و دوست داشتنی کارل سندبرگ را به یاد می‌آوریم که می‌گفت: «شعر، دفترخاطرات موجودی دریایی است که بر زمین زندگی می‌کند و آرزوی پرواز در سر دارد.» شاید هم یکی از همین روزها پرواز کند، کسی چه می‌داند؟ 

مطالعه بیشتر...

گمانم دوازده ساله بودم که گفتم

حالم از ریاضی به هم می خورد،

از علوم هم!

گفتی: «بی این دوتا که زنده نمی مانی،

چه بلایی به سرت آمده،

عزیزکم؟»

مطالعه بیشتر...

 کافی است تنها چند خط از این گزارش های کودکانه را بخوانید تا متوجه شوید فلوبر تنها داشته برای رسیدن به چیزی تلاش می کرده که سال ها پیش، به صورت طبیعی، مقادیر زیادی از آن را داشته: توصیف های دسته اول، اصیل و دقیق. تک تک کلمات این نویسنده های پنج ساله و شش ساله از این موهبت سرشار اند. وقتش رسیده شاید، که به جای این که کودکی و کودکان مان را امر کنیم یا نهی، دستشان را بگیریم، در کنارشان راه برویم و همان قدر که یاد می دهیم، یاد بگیریم.   

مطالعه بیشتر...

هربار که به دنیا و آدم هایش دقیق و خلاق نگاه کنید، عوض می شوید. جهان زیر ذره بین نگاه شما مثل یک گل عجیب و زیبا باز می شود و خودش را به شما، جوری که فکرش را هم نمی توانید بکنید، نشان می دهد. چه داستان هایی در چهره ی کسانی که هر روز از کنارشان رد می شوید نهفته است؟ چه عشق ها و چه امیدهایی؟ چه یاس هایی؟ 

مطالعه بیشتر...

پس از آخرین پریدن
به سوی آسمان
هنوز پایین نیامده‌ام

مطالعه بیشتر...

به گورخری که
پیانو می‌نوازد
نخند

مطالعه بیشتر...