summer3.jpg - 23.94 کیلو بایت

 

  

summer2.jpg - 31.40 کیلو بایت

 


 نام: زمزمه قلب

عنوان اصلی: Whisper of the Heart

سال تولید: ۱۹۹۵

کارگردان: یوشیفومی کوندو (Yoshifumi Kondô)

نویسنده: هایائو میازاکی (Hayao Miyazaki)

تهیه کننده: استودیو جیبلی و استودیو نپتون (Nippon Television Network Corporation & Studio Ghibli)

ملیت و زبان: ژاپن

ژانر: پویانمایی - فانتزی - ماجرایی - درام

زمان: 111 دقیقه

انیمیشن بلند

 

 

وقتی که درباره‌ی آینده‌ات فکر می‌کنی چه تصویری از خودت داری ؟

 Whisper-of-the-Heart2.jpg - 56.93 کیلو بایت

شیزوکو دختری 14 ساله است که عاشق کتاب خواندن است. پدر شیزوکو در کتابخانه کار می‌کند و مادر شیزوکو درس می‌خواند. خواهر بزرگش در حین کار کردن تمامِ آینده اش را در دانشگاه می‌بیند و تصمیم دارد زندگی مستقلی را آغاز کند.

 Whisper-of-the-Heart3.jpg - 76.94 کیلو بایت

شیزوکو توکیشیما همیشه از کتابخانه یک عالمه کتاب امانت میگیرد و یک روز متوجه می‌شود تمام کتاب‌هایی که می‌خواند را یک نفر قبلش خوانده. است. اسم آن یک نفر «سِی جی آماساوا» هست.

 شیزوکو دختر ماجراجویی است. این را می‌توان از دوست شدن او با یک گربه در مترو فهمید. او گربه را دنبال کرد تا تا بفهمد خانه‌اش کجاست. با خودش می گفت: «این شروعِ یک قصۀ جدیده!»

 Whisper-of-the-Heart4.jpg - 53.04 کیلو بایت

حق با شیزوکو بود؛ این گربه باعث شد تا به مغازۀ پدربزرگِ سِی جی برسه و او را ببیند!

 Whisper-of-the-Heart5.jpg - 56.95 کیلو بایت

سِی جی تصمیم داشت در شهرِ کرمونایِ ایتالیا ویولن ساز بشه. وقتی شیزوکو این را شنید به فکر فرو رفت و  گفت: «این خیلی خوبه که بدونی در آینده میخوای چکاره شی. من هیچ فکری برای آینده‌ام ندارم و فقط امروز رو به امید فردا می گذرونم»

چند روز بعد سِی جی میره به ایتالیا  و شیزوکو ناراحت می‌شود. او با خودش فکر می‌کند که دو نفر هردو یک کتاب را میخوانند ولی یکی پیشرفت می‌کنه و اون یکی نه!

تا اینکه به ذهنش میرسه، همونطور که سِی جی رفت دنبالِ استعدادش منم برم دنبال استعدادم؛ و با خودش فکر کرد: «من می تونم داستان بنویسم!»

Whisper-of-the-Heart6.jpg - 33.60 کیلو بایت

 پس قبل از دست به کار شدن به دیدنِ پدر بزرگِ سِی جی میرود و او با نشان دادن یک سنگ نشون می گوید: « بهش میگن سنگ میکا، تو و سی جی مثل این سنگ می مونین؛ ناخالص، صیقل نخورده و هنوز پاک. من سنگ ها رو این طوری دوست دارم. ولی ساختن ویولن و نوشتن داستان باهم فرق می‌کنن. سنگای درونت رو باید پیدا کنی و صیقل بدی. این زمان زیادی رو میخواد. می بینی جواهر بیشتر این سنگ رو گرفته؟ تو میتونی اونو صیق بدی ولی مشخص نیست چیزی که میمونه قیمتی باشه. قطعه های کوچک داخلی بارزش تر و خالص ترن. حتما یه سنگ عالی در عمقش هست که ما نمی تونیم ببینیم»

و شیزوکو میگه: «من نگرانم! اگر درون من سنگ زیبایی نباشه چی؟»

 Whisper-of-the-Heart7.jpg - 76.48 کیلو بایت

شیزوکو بعد از شروعِ فعالیتِ نوشتن اهمیت به درس خوندنش کم میشه تا اینکه پدرش بهش میگه: «بسیارخب شیزوکو؛ هرکاری که به نظرت درسته انجام بده، اما قدم گذاشتن به راهی که خودت انتخاب کردی کار آسونی نیست! پس هر اتفاقی بیفته خودت مقصر خواهی بود»

ولی خیلی طول نمیکشه که با تمام شدن داستان شیزوکو، فکر میکند: «خوشحالم که سعی خودم را کردم. حالا احساس بهتری دارم. من میخوام درس بخونم و برم دانشگاه!»

 Whisper-of-the-Heart8.jpg - 87.30 کیلو بایت

شیزوکو با سخت کار کردن آیندۀ خودش رو پیدا کرد و دیگه حسِ عقب افتادنِ گذشته را نداشت.

من وقتی این کارتون رو چند سالِ پیش دیدم حسرت خوردم به شیزوکو؛ ولی حالا درکش می کنم که چقدر خوبه آدم هدفش رو پیدا کنه .

راستی ببینم؟ هدف تو چیه؟