summer3.jpg - 23.94 کیلو بایت

 

  

summer2.jpg - 31.40 کیلو بایت

 

  

چتر تابستان (Umbrella Summer)

نویسنده: لیزا گراف(Lisa Graff)

مترجم: نیلوفر نیک‌زاد

نشر: پیدایش

چاپ اول: 1393

قیمت: 8500تومان

 

جوایز:برنده‌ی جایزه‌ی سان شاین استیت

نامزد جایزه‌ی کراون

راه یافته به فهرست گریت استون

راه یافته به فهرست رودآیلند

لینک خرید اینترنتی کتاب

رمان نوجوان

 

 

یادبان: خیلی وقت‌ها اتفاقات مختلف در زندگی و روحیه‌ی ما تاثیر زیادی می‌گذارند که نتیجه‌اش پیدا شدن رفتارهای غیرعادی یا افکار آزار دهنده است. رفتارها و افکاری که اگر به ریشه‌ی پیدا شدنشان فکر نکنیم بزرگ و پررنگ‌ می‌شوند و آنقدر ادامه می‌یابند که اگر حواسمان به خودمان نباشد بخشی از شخصیت و ویژگی‌ اخلاقی‌مان را شکل می‌دهند.

آنی ریچاردز فکر می‌کند در زندگی خطرات زیادی وجود دارند که باید مواظب‌شان باشد، مثل مسمومیت غذایی، تصادف با دوچرخه، آبله مرغان، تب زرد، حیواناتی که ممکن است از باغ‌وحش فرار کرده باشند و خیلی چیزهای دیگر. او مدام فکر می‌کند مریضی دارد و خیلی زود می‌میرد. همه سعی می‌کنند به او بگویند نباید این‌قدر نگران باشد. اما آنی در پاسخ آن‌ها می‌گوید: «دکتر هم فکر می‌کرد برادرم سالم است. اما مُرد!» درست است. این مرگ جِرد، برادر آنی است که در روحیه‌ی او تاثیر بسیار منفی گذاشته و باعث شده او (آنی) هم فکر کند مثل برادرش دچار یک بیماری ناشناخته می‌شود و زود می‌میرد.

آنی، بعد از مرگ برادرش دچار افسردگی و وسواس فکری شده و ناخواسته خودش و اطرافیان را اذیت می‌کند. او سعی دارد با خواندن یک کتاب که در آن درباره‌ی بیماری‌های مختلف نوشته شده، درباره‌ی علایم جسمی خودش آگاهی پیدا کند و اگر بیماری داشت، زودتر هر کس دیگری متوجه بشود و جلوی مرگش را بگیرد. به خاطر همین به همه چیز حساس شده است و این حساسیت در رفتار با خانواده و دوستانش هم مشکل ایجاد کرده است.

مرگ جِرد، تغییر شرایط زندگی و نگرانی آنی از بیماری و مردن باعث شده تا او حس «خوشحالی و خوشحال بودن»را فراموش کند و در دنیا هیچ چیزی را دوست نداشته باشد. این احساسات و افکار منفی ادامه دارند تا این‌که یک همسایه‌ی پیر، خانه‌ای را که آنی و دوستش ربکا فکر می‌کنند خانه‌ی اشباح است، اجاره می‌کند. با آمدن و ساکن شدن خانم فینچ در خانه‌ی اشباح است که همه‌چیز به کلی تغییر می‌کند.

«چتر تابستان» نوشته‌ی لیزا گراف یک داستان عاطفی و دلچسب است. «آنی» شخصیت اصلی داستان که یک دختر نوجوان است با این‌که مدام غر می‌زند و از همه چیز بدش می‌آید آنقدر دوست‌داشتنی‌ است که حاضر نیستید کتاب را تا وقتی تمام نشده، زمین بگذارید.

 

لینک‌های مرتبط:

بخشی از کتاب «چتر تابستان» : وقتشه چترت رو ببندی!