summer3.jpg - 23.94 کیلو بایت

 

  

summer2.jpg - 31.40 کیلو بایت

 


 


خاطرات چوبی

طرح و اجرا: فرزانه بابایی

عکاس: علی خوش جام

انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

لینک خرید اینترنتی کتاب

کاردستی و سرگرمی

 

 «دستت را به من بده، با من بیا.

 

به آسمان نگاه کن، به ابرها.

 

پرنده ها را ببین، صدای شان را می شنوی؟

 

کوه ها را ببین.

 

با دقت نگاه کن، با دقت گوش کن.

 

چشم هایت را ببند. همه ی آن چه را که دیده ای و شنیده ای، به خاطر بسپار.

 

بگذار زمانی بگذرد.

 

بعد تمام آن چه را دیده ای یا شنیده ای، به خاطر بیاور. آن ها را همان طور که دوست داری، در خیالت ببین.

 

حالا آن ها را نقاشی کن و یا بساز. خاطراتت را می گویم. آماده ای؟»

 

این حرف ها را من نمی گویم. فرزانه بابایی می گوید. من فرزانه بابایی را نمی شناسم. شناسنامه ی کتاب را نگاه می کنم و با تعجب متوجه می شوم متولد 1346 است. او را نزدیک به خودم تصور کردم، شاید چند سال بزرگ تر. دوباره کلمه های او را می خوانم و متوجه می شوم سن، ربطی به سادگی و تازگی فکر و کلمه ندارد. سن مثل آفتاب داغ کویر نیست که با مرور زمان، زمین و کلمه هایش را خشک کند. این کلمات ساده اند، تر و تازه اند و خوشمزه. مثل یک میوه ی تابستان. حتی کمی هم به دستورالعمل وردزورث، شاعر انگلیسی، برای شعر گفتن می مانند: "شعر سرریز ناگهانی احساسات قدرتمند است که  پس از زمانی، در آرامش خاطر، به یاد آورده می شوند." 

 

تفاوت ویلیام وردزورث و فرزانه بابایی احتمالاً این باشد که آقای ویلیام با کلمات شعر می گوید و طبیعت را در شعرهایش به جمله و نقطه و واژه تبدیل می کند – اما فرزانه بابایی با چوب شعر می گوید، و احتیاجی به کلمات و جمله سازی های پر طول و تفصیل احساس نمی کند. او طبیعت را می گیرد، آن را همان طور که دوست دارد خیال می کند، و طبیعت جدیدی می سازد.

 

گفتم که فرزانه بابایی نیازی به جمله های طولانی احساس نمی کند، و کتاب را اگر ورق بزنید، به جز این کلمات اول که صفحه ی اول کتاب هم هست، دو صفحه نوشته ی دیگر بیش تر ندارد؛ یکی توضیح ابزار کار است و دیگری روش ساخت. ابزار کار چیز چندان عجیب و غریبی نیست: پوست درخت هایی که همه جا، مخصوصاً در پارک های شهر، زیاد پیدا می شود. روش ساخت هم در واقع روش ساخت نیست، بلکه پیشنهادی هایی است که کار را راحت تر و بی دردسرتر پیش می برد، مثل استفاده از مقوای ماکت برای ساختن قاب ها یا مخلوط کردن خاک اره با چسب چوب.  

 

یکی از نمونه های کارش را روی تصویر جلد می توانید ببینید: دو پرنده ی چوبی با چشم های مهره ای فیروزه ای رنگ. این دوتا پرنده شاید از اهلی ترین مخلوقات فرزانه بابایی باشند، چون همین طور که کتاب را ورق بزنید، گوشه های جدیدی از تخیل او را می بینید که از لای شیارهای وحشی چوب ها بیرون می زند: مثل جفت پرنده ی دیگری در کتاب که یکی اش با چشم های خسته و غمگین از قفس چوبی اش آویزان مانده، و یکی دیگر از آن پایین، با بال های باز و چشم های امیدوار نگاهش می کند. مثل ماهی های چوبی که هرکدام حالت غریبی دارند و جغد بامزه ای که درست وسط کتاب، در میان صفحه آویزان مانده. مثل دخترک چوبی که موهای چوبی اش را باد دارد می برد و لب هایش باز است، انگار دارد فریاد می زند، فریادی خفه، فریادی که هیچ کس نمی شنود.  

 

کتاب کوچک خاطرات چوبی را کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با قیمت 3500 تومان منتشر کرده، طرح و اجرای آن را فرزانه بابایی انجام داده و عکس های زیبای آن را هم علی خوش جام.

کتابی با قیمت ناچیز که خواندن و ورق زدن اش پنج دقیقه بیش تر وقت را نمی گیرد، اما دنیای جدیدی را پیش روی چشم ها باز می کند: دنیایی که می توان رخوت داغ تابستان را در آن فراموش کرد، و با خرده ریز های طبیعت شعر گفت، خاطره ساخت، خلق کرد.