summer3.jpg - 23.94 کیلو بایت

 

  

summer2.jpg - 31.40 کیلو بایت

 



تیستوی سبز انگشتی

موریس دروئون

مترجم : لیلی گلستان

تصویرگر : سیامک فرخجسته

نشر ماهی

لینک خرید اینترنتی کتاب

این رمان هم برای گروه سنی کودک است و هم نوجوان!

رمان نوجوان

 

 اگر شما یک قدرت جادویی داشتید، چه کار می‌کردید؟ از آن به نفع آدم‌ها و برای خوشحالی‌شان استفاده می‌کردید؟ یا نه، مثل خیلی‌ها که از قدرت‌شان سوء استفاده می‌کنند، رفتار می‌کردید؟

 

«تیستو» راه اول را انتخاب کرد. او شخصیت اول داستان «تیستوی سبز انگشتی»‌ست و وقتی فهمید که انگشتان جادویی سبزکننده دارد، وقتی ناراحتی آدم‌ها و فقر آن‌ها را دید، وقتی متوجه بدبختی و مصیبت‌های اطرافیانش شد، تصمیم گرفت از استعداد جادویی‌اش برای بهتر کردن دنیای آدم‌ها استفاده کند.

 

 «تیستو کاری کرد که زندانی‌ها کمتر احساس بدبختی بکنند: سعی کنید قیافه مردم یک شهر را در برابر چنین اتفاقی در نظر بیاورید! بهت‌زدگی مردم میرپوال را در نظر بیاورید وقتی دیدند زندان شهرشان به قصری پرگل، قصری شگفت‌انگیز تبدیل شده!» (ص پنجاه و پنج)

 

«...و چهره‌ی محله‌ی فقیرنشین شهرشان را تغییر داد: فردا روزنامه‌های میرپوال روییدن یک عالم گل ارغوان را گزارش کردند. نصایح سیبیلو مو به مو اجرا شده بود. طاق‌هایی کوچک به رنگ آسمان روی زشتی کلبه‌ها گسترده شده بود. شمعدانی‌های فراوانی در اطراف جاده‌های چمن‌کاری شده درآمده بود. این محله فراموش شده، که هیچ‌کس برای این که ناراحت نشود، نزدیکش نمی‌شد، به قشنگ‌ترین محله‌ی فقیر نشین شهر تبدیل شده بود و همه‌ی مردم، انگار که از موزه، دیدن می‌کنند، به تماشایش می‌رفتند.» (ص هفتاد- هفتاد و یک)

 

 مهم نیست که ما مثل تیستو انگشتان جادویی نداریم، باید یادمان نرود که تنها با مهربانی و محبت و دوستی است که دنیا جای خوبی برای زندگی کردن خواهد می‌شود.


معرفی «تیستوی سبزانگشتی» در کتابک

 این کتاب در ویکی پدیا