summer3.jpg - 23.94 کیلو بایت

 

  

summer2.jpg - 31.40 کیلو بایت

  لابد به خاطر این دایره های سبز توپُر ِ روی جلد بود و قلب قرمزی شبیه برگ، که این همه مجذوب کتاب " برو جلو بوق نزن!" شدم. دوباره اسم کتاب را توی دهانم می چرخانم:" برو... جلو.. بوق... نزن!" آرام و با احتیاط می روم جلو، بدون اینکه بخواهم بوق بزنم، صفحه به صفحه، تصویر به تصویر، شعر به شعر... نه! مثل این که این کتاب چیزی دارد که آدم را بخواهد جادو کند. من حتم دارم همه چیز زیر سر این دایره های سبز ِ توپُر روی جلد است، این دایره ها هستند که آدم را طلسم می کنند...

مطالعه بیشتر...

اصلا جای تعجب ندارد. دارد؟ این که دلخوشی من کتابخانه کوچک گوشه اتاقم باشد و از میان کتاب هایی که دارم، از میان کتاب های داستانی، کتاب های روانشناسی، کتاب های درسی، کتاب های شعر، کتاب هایی هم باشند که خواندنشان حس های خوب بریزد توی دلم. کتاب " جنگ دختر دستکش پوش با سرما" اولین مجموعه شعر نوجوان زیتا ملکی که توسط نشر قطره به چاپ رسیده، جز همین دسته از کتاب هایی ست که خواندشان حال آدم را خوب می کند.

مطالعه بیشتر...