summer3.jpg - 23.94 کیلو بایت

 

  

summer2.jpg - 31.40 کیلو بایت

 

 

 

تصویرگر: barabara wurszt

آپارتمان به خاطر کوتاهی قد، مردم را خورد و به آسمان خراش تبدیل شد.

مادرم شب را پوشید و به خیابان رفت.

برف برای فرود جای مناسبی پیدا نکرد؛ جز موهای پدربزرگ.

ریحانه سعیدی، کلاس ششم

تصویرگر: فرحناز حمیدنژاد

درخت به خاطر آمدن بهار لباس شکوفه‌دارش را پوشید.

مردم به خانه‌ای که روی چهارپایه ایستاده است آپارتمان می‌گویند.

تیر چراغ برق سال‌هاست توی کوچه منتظر تاکسی است.

بردیا غنچه، کلاس چهارم

 

تصویرگر: Marc Johns

پدرم نهال برق را کنار خانه‌ی ما کاشت. میوه آن روشنی است؛ هر چند مردم به او می‌گویند تیر چراغ برق!

 آسمان گفت: «من چه قدر خالی‌ام! برای مهمانی لباس ندارم.» ابرها گفتند: «ما درستش می‌کنیم.» و پریدند و از گل‌ها رنگ قرض کردند. آن وقت آسمان پیرهنش را پوشید و مردم از آن پایین گفتند:« وای رنگین کمان!!!! »

زمستان این ور رفت؛ آن ور رفت. اما جایی پیدا نکرد برای همین نشست روی سر مادربزرگ من و همان‌جا لانه کرد.

شب یلدا، ستاره‌هایش را گم کرد. برای همین خجالت کشید خودش را در آسمان نشان بدهد و یک راست پرید توی چادر مادرم.

فاطمه ارزه‌گر، کلاس ششم