summer3.jpg - 23.94 کیلو بایت

 

  

summer2.jpg - 31.40 کیلو بایت

 اصلا برای امتحان نخونده بودم اخه اصلا نمی‌فهمم چرا این معلم‌‌ها متوجه نمی‌شن. آدم که بعد از ده سال بالاخره دختر خاله میشه، نمی‌تونه برای امتحان درس بخونه؛ اونم درسی به مزخرفیه جغرافی!

مطالعه بیشتر...

روزی بود روزگاری. صدای گنجشک‌ها به خوبی شنیده می‌شد. باد ابر‌ها را جابه‌جا می‌کرد. خورشید می‌تابید. اما باهمه‌ی این زیبایی‌‌ها آسمان غمگین بود. آسمان گریه کرد واشک‌هایش روی دل دریا ریخت ودریا بیدار شد. بعد رو به آسمان کرد و گفت چه شده؟ آسمان با اندوه تمام جواب داد: «من زیبایی‌های بسیاری دارم اما هرگز از درون خود خبری نداشتم. خیلی دوست داشتم خودم رادر آینه تماشا کنم. اما در دنیا آینه‌ای بی‌انتها و عظیم وجود ندارد. دریا جان تو چاره ای بیندیش.»

مطالعه بیشتر...

دوباره قطار شدیم رفتیم به قبر سعدی. آنجا خانم و آقای چینی مثل ما قطار شدند.

سر قبر سعدی سوره ی حمد و توحید خواندیم و بعد قطار شدیم رفتیم حوض ماهی را نگاه کنیم.

ولی آنجا نه آب داشت و نه ماهی. 

مطالعه بیشتر...