summer3.jpg - 23.94 کیلو بایت

 

  

summer2.jpg - 31.40 کیلو بایت

 

آقای فیل صورتی،

صبح‌های زودِ زودِ زودِ جمعه

شال‌گردن آبی با راه‌راه‌های قرمزش را

به گردنش می‌بست

و کلاهش را که شبیه نان فرانسوی بود

روی سر بی‌مویش می‌گذاشت

و سوار دوچرخه‌ای می‌شد

که یادگار پدر‌بزرگِ پدر‌بزرگِ پدربزرگِ پدر‌بزرگش بود

همسرش

توی سبد جلوی دوچرخه

یک کلوچه‌ی کشمشی

و یک فنجان دَردار

پر از قهوه‌ی داغ می‌گذاشت.

آقای فیل صورتی.

همان‌طور که آهنگ

«دلبر دلبرم-تاج سرم»

را زیر خرطومی تکرار می‌کرد

از خانه تا اسکله را رکاب می‌زد

به ماهیگیرهایی که تازه داشتند تورهایشان را به اسکله‌ها می‌بردند

سلام گرمی می‌داد

و آن‌جا به تماشای دریا می‌نشست

ـ که با نور خورشید کم کم زنده می‌شد ـ

و قهوه و کلوچه‌ی کشمشی‌اش را می‌خورد.