summer3.jpg - 23.94 کیلو بایت

 

  

summer2.jpg - 31.40 کیلو بایت

 

Omar Malkosh.jpg - 35.92 کیلو بایت

عکاس: Omar Malkosh

من يك جفت کفش سبز بهارى دارم که نسرين صدايش مى کنم. نسرين دختر شاد و سرزنده اى است. نسرين درست مثل يک بچه ى تازه به دنيا آمده به جهان نگاه مى کند. همه چيز برايش تازگى دارد. همه چيز برايش قشنگ است. عاشق بو ها است. بوى قهوه، بوى باران، بوى آتش. عاشق دويدن است و پريدن و پرواز کردن. ولى متأسفانه آرزوى پروازش را هنوز برايش براورده نکرده ام خب چون نمىتوانم پرواز کنم و نسرين هر روز نق مى زند که کى وقت پرواز مىرسد؟ مدام شعر «من يه پرنده ام، آرزو دارم» را مى‌خواند. راستش من هم دلم پرواز مى‌خواهد اما نمى‌توانم خب نسرين جانم!

روزهايى که با نسرين مى رويم بيرون کلا دردسر است. نسرين کتانى است و به مانتوى من نمى‌خورد ولى از بس درون جاکفشى گريه مى‌کند، مجبور مى‌شوم او را بپوشم و به گشت و گذار ببرمش. وقتى بيرون مى رويم خيلى هيجان زده مى شود. دوست دارد همه جا برود. همه جا را ببيند. من را از روى صندلى اتوبوس بلند مى کند تا خاله هاى پير بنشينند. من را مى کشد سمت دستفروش‌ها و مى‌گويد دستبند بخر! مى‌کشد سمت کتاب فروشیها. مى‌کشد سمت گل‌ها. مى‌دانم او هم مثل من عاشق گل است و هميشه با يک دسته گل به خانه برمى‌گرديم. عاشق پارک‌ها است. عاشق چمن‌ها. اما روى چمن‌ها نمى‌رود و نمیگذارد من هم بروم. چمن‌ها را دوست دارد و دلش نمى خواهد پلاسيده و له شوند. او قلب مهربانى دارد. همه ى کفش‌ها قلب مهربانى دارند از آن جا که اجازه نمى‌دهند پاهاى ما زخمى شود. ممنونيم کفش هاى مهربان!

نسرين دختر سرزنده اى است اما خيلى شيطان و بازيگوش. از بس درون جاکفشى سر و صدا مى‌کند بقيه‌ى کفش ها اعتراض مى‌کنند. به همين علت چند وقتى است که گذاشته‌ام او را زير کمد. و حالا شب‌ها از زير کمد صداى آوازش مى آيد:

- يه روز منم پر مى‌کشم دوباره/ به آسمون سر مى‌کشم دوباره.