summer3.jpg - 23.94 کیلو بایت

 

  

summer2.jpg - 31.40 کیلو بایت

 شاعر: بروس لنسکی

یه چیزی هست که هیشکی بهم نمی گه

یه چیزی هست که من نمی دونم

آدما رو می بینم که همش نگام می کنن

هرجا می رم

از دوستام می خوام که یه سرنخ بهم بدن،

ندونستن غم انگیزه

ولی هیشکی یه کلمه هم نمی گه

حسابی حالم گرفته ست

منو با دست نشون میدن و می خندن

منو نشون میدن و پوزخند می زنن

باید بفمم مشکلم  چیه

خودم رو توی آیینه حموم نگا می کنم

برای فهمیدن واقعیت وحشتناک

می بینم یه تیکه کاهو

به دندون بزرگ جلوییم چسبیده

سبز زشت رو با آب می شویم بره

فکر می کنم خب تموم شد دیگه

اما صدای خنده های بیشتری رو می شنوم

صدا از طرف صمیمی ترین دوستمه

بهش می گم :" جک! کمکم کن خواهشا!

حالم گرفته ست"

میگه :" یه تیکه دستمال توالت به کفشت چسبیده!"