summer3.jpg - 23.94 کیلو بایت

 

  

summer2.jpg - 31.40 کیلو بایت

 

با سر انگشت تق تق می زنی به شیشه اکواریوم خیالی ت. از بین تمام ماهی های خیالی ، ماهی زرد راه راه ت را نشانم می دهی که :" این یکی از همه بهتر است. نه؟!" و بعد لاله ی گوشت را ببین انگشتانت می گیری و زیر لب می گویی :" نور بیشتری می خواهند." ماهی های رنگی خیالت دم شان را تکان می دهند و این طرف و ان طرف می روند. سرم را بالا پایین تکان می دهم که یعنی :" حق با توست. این ماهی زرد تپلو از همه ماهی ها بهتر است!" تو لبخند می زنی. از ان لبخند های نابی که توی قوطی هیچ عطاری ای پیدا نمی شود، روی لب هیچ ادمی. انگشتت را می کنی توی کش شلوارت و توی فکر فرو می روی. توی دریای خیالی ت. چرخ می زنی و پشت اب ها پنهان می شوی. از پشت شیشه اکواریوم خیالی ات چهره ت هزار رنگ می شود. ماهی ها می روند توی چشم هایت، می نشینند روی لب هایت و حباب هایشان از بینی ت بالا می روند. زیر بغلت را می خارانی که :" من اهلی ترین ماهی های دنیا را دارم." راست می گویی. ماهی های تو، اهلی ترین ماهی هایی هستند که تا به حال دیده ام. یاد گرفته اند هر وقت که تو دلت می خواهد توی چشم هایت بیایند، روی لب هایت بنشیند و وقتی دلت تنگ شد، چشم های موج دارت را پشت اب هایشان پنهان کنند.

دور ماهی ها چرخ می زنی.چند قدم عقب. چند قدم جلو.  از زاویه های مختلف تماشایشان می کنی. سر انگشتت را می کنی توی اب شان و لب پایین ت را جمع می کنی توی دهانت. این جور وقت هاست که عمیق می شوی در دنیای خیالی ت. برای ماهی ها قصه می بافی. قصه هایی که تا به حال کسی نشینده اند. کش شلوارت را بالا می کشی و شروع می کنی به راه رفتن. اتاق چند متری را پنجاه  و سه بار می روی و می ایی. بلند بلند از ماهی ها می گویی. از ماهی های خیالی ت. کسی قدر ماهی های خیالی ات را نمی داند؛ جز خودت. کسی نمی داند که چه ساعت ها نشسته ای و خیال هایت را جا به جا کرده ای که اکواریوم خیالی ت این همه دوست داشتنی شده است. کسی نمی داند اگر یکی از ماهی ها برود، چه غصه بزرگی می نشیند توی دلت. با قدم های محکم ت دوباره می ایی و پشت اکواریوم خیالی ات پنهان می شوی. مرا نمی بینی که  ایستاده ام و تماشایت می کنم. ارام موج بر می داری. می خواهی تمام قصه هایی را که از بری، از اول برایشان بگویی. لب هایت را که به شیشه اکواریوم می چسبانی، محو می شوی. نمی بینمت. اما می شنوم که می گویی:" هی ماهی ها! می شود یونس ام کنید؟!"