summer3.jpg - 23.94 کیلو بایت

 

  

summer2.jpg - 31.40 کیلو بایت

 

وقتی می خندم، از دندانهای سفیدم خجالت می کشم. سرت شاخ در نیاورد! دندان زرد، زیباتر از سفید است. مثل مانتوی لیلا که زرد است. من که مانتو زرد ندارم، کاش دندانم زرد بود.

دلم خرگوش صورتی می خواهد. خرگوش صورتی ای که رنگ عروسک مینا باشد. من که عروسک صورتی ندارم، کاش خرگوش باغ وحش کنار خانه یمان صورتی باشد. همرنگ بستنی توت فرنگی هایی که جمعه ها در پارک می خوریم.

دلم هوس کیک 1000طبقه کرده است با 1000موز رنگارنگ، قد برج خانه مریم و سنگهایی که توی آفتاب چشمت را می زنند. کاش با دندانهای زردم کیک هزار طبقه ام را یک رنگ و تمیز می خوردم.

دلم چوب جادویی می خواهد که تکانش بدهم و همه طلسم شوند. می خواهم سوسکهای بالدار توی دستشویی را هم طلسم کنم.

کاش دو بال بزرگ بزرگ داشتم تا شبها پرواز کنم و دور زمین چرخ بزنم.

هیچکس منو نمی بینه. نمی بینه که من بالای پشت بام ایستادم و به آرزوهایم نرسیده ام. هیچکس نمی بینه که من به آخرین آرزوی پروازم خواهم رسید. دستهایم را باز می کنم. کسی اینجا نیست. پایین پر از آدمهایی است که دندانهایشان سفید است و خرگوشهایشان خاکستری و با مگس کش دنبال سوسکهایشان می کنند.

من بال می زنم. سرم گیج می رود. همه جیغ می زنند. زمین می چرخد. وای! آرزوی من برآورده شده است.