summer3.jpg - 23.94 کیلو بایت

 

  

summer2.jpg - 31.40 کیلو بایت

 

چاپ شده در ماهنامه‌ی باران/ شماره‌ی خرداد93

اگر جز بچه درس‌خوان‌های کلاس هستید و روزی پنج ساعت را به جویدن کتاب‌های درسی و حل مسایل ریاضی اختصاص می‌دهید و اولین نفری هستید که دستش را بلند می‌کند و داوطلب می‌شود تا برود پای تخته (خدا به دور! جز این دسته هستید یعنی؟!) بهتر است این مطلب را بخوانید. چون من در شب‌های امتحان به کشفیاتی دست پیدا کرده‌ام که شما عمرا به آنها دست پیدا کرده باشید. اما توصیه‌ی من به شما این است که این یادداشت راتوی کمد، زیر تخت یا لحاف بخوانید که از پرتاب نا‌به‌هنگام دمپایی یا بالشت و کفگیر در امان باشید! چون مطمئنا وسط این امتحان‌بازار صدایی پرده‌ی گوش‌هایتان را می‌لرزاند:" به جای درس خوندن مجله می‌خونی تو؟"

این یادداشت را در اوج سختی و مشقت برایتان می‌نویسم. وسط یک کپه دفتر و کاغذ چرک نویس و کتاب حل تمرین نشسته‌ام و با موهای سیخ‌ شده و چشم‌های گود افتاده به مقوله‌ای به نام "امتحان" فکر می‌کنم. چه کسی امتحان را اختراع کرد؟ خدا پدرش را بیامرزد. چون من شب‌های امتحان به خودشناسی می‌رسم، استعدادهای کشف نشده‌ام را کشف می‌کنم و یک پا دانشمند می‌شوم برای خودم. کشفیات و تجربه‌های خودم را سخاوتمندانه در اخیتارتان می‌گذارم. باشد که رستگار شوم!

در شب‌های امتحان است که آمار دقیق ترک‌ها، لکه‌ها و سوراخ‌های روی در و دیوار کمد اتاقم را به دست می‌آورم و به این نتیجه می‌رسم که "در یخجال" یکی از مهم‌ترین اختراعات بشر است. چون قابلیت بالایی در باز و بسته شدن دارد. با این که هر ده دقیقه یک بار با تصور این که خوراکی جدیدی در آن ظاهر شده باشد، آن را باز و بسته می‌کنم، از جا کنده نمی‌شود!

در این شب‌های عزیز است که استعدادهایم شکوفا می‌شود و توانایی "فشرده‌خوانی" پیدا می‌کنم و می‌توانم با دو بار خواندن (و البته به زور)، یک مطلب را توی مغزم جا کنم. این‌جاست که انیشتین با آن همه مخ بودن‌اش جلوی من کم می‌آورد. چون ضریب‌هوشی‌ام رکورد آیکیوی او را هم می‌شکند و می‌توانم یک صبح تا شب، یا شب تا صبح، تمام کتابی را که تا به حال نگاهش نکرده‌ام، بخوانم و حفظ کنم. بعد هم خوشحال و خندان بروم سر جلسه و امتحان بدهم. (بله! همچین دانش آموزی هستم که همیشه با روی باز از برگه‌های امتحان استقبال می‌کنم.) تازه این‌ها که چیزی نیست! من در شب‌های امتحان به کشف مهمی رسیده‌ام که باز هم انیشتین با آن همه باهوش بودنش نمی‌توانست تا آخرعمر به آن دست پیدا کند. درس خواندن رابطه‌ی مستقیمی با زشت شدن دارد! این رابطه را هیچ فیزیکدان و ریاضیدانی ثبت نکرده است و هر چه زودتر باید دست بجنبانم و به نام خودم ثبت‌اش کنم. به خاطر همین در این شب‌ها، "آینه" یکی از اصلی‌ترین و عزیزترین عناصر خانه‌ی ما می‌شود. چون می‌شود ساعت‌های طولانی رو به رویش ایستاد و خود را در زوایای مختلف، نیم‌رخ، سه‌رخ، تمام‌رخ، از پشت، چپکی و مدل‌های مختلف تماشا کرد. البته توصیه‌ی من به شما این است که از دیدن قیافه‌ی خودتان در آینه شوکه نشوید، خودتان را از این زنگ تفریح سالم محروم نکنید و غصه‌ی پف دماغ‌تان را نخورید. سیخ شدن موها، گود افتادن چشم‌ها، بزرگ شدن دماغ، جوش زدن پیشانی و گونه‌ها بلایی‌ست که سر بیش‌تر دانش‌آموزان وقت درس خواندن می‌آید. یکی دیگر از تفریحات سالم در شب‌های امتحان غذا خوردن و دستشویی رفتن است. به خاطر همین می‌توانید سر سفره یا میز شام هفتاد بار لقمه را در دهانتان بجوید و یک ربع غذا خوردن را به یک ساعت کش بدهید. فعالیت‌های زیستی‌تان را هم به هر یک ربع یا نیم ساعت یک بار (زورکی هم که شده)کاهش بدهید!

شب‌های امتحان وقت مناسبی برای توبه و هدایت شدن به راه راست است. اما انتظار نداشته باشید که آسمان از هم شکاف بردارد و یک معجزه بر شما نازل شود یا فردا سیل بیاید و امتحان کنسل شود. توقع هیچ معجزه‌ای نداشته باشید که توی ذوق‌تان می‌خورد. بهتر است همان استعداد ویژه‌ای که در ابتدا به آن اشاره کردم، توانایی فشرده خواندن‌تان را رفته رفته تقویت کنید و اعتماد به نفس‌تان را از دست ندهید. هیچ کسی بیش‌تر از شما درس نخوانده و شما هیچ فرقی با انیشتین و دیگر نخبه‌های جهان ندارید. فقط کسی نیست بهتان بال و پر بدهد و کشف‌تان کند. همین!