summer3.jpg - 23.94 کیلو بایت

 

  

summer2.jpg - 31.40 کیلو بایت

 

                                     

 

سخنرانی ملاله یوسف زی در سازمان ملل

سیزده ژوئیه ی 2013

روز تولد شانزده سالگی اش

 

برخی از بزرگ ترین سیاستمداران تاریخ این جا سخنرانی داشته اند. امروز، افراد مجمع عمومی سازمان ملل مسحور حرف های دخترکی شانزده ساله اند. این ها کلمه های ملاله است:

 

 

دبیر کل محترم سازمان ملل "ژنرال بان کی مون"، مدیر گرامی مجمع عمومی "ووک ژِرِمیک"، نماینده محترم سازمان ملل در آموزش جهانی آقای "گوردِن براون"، بزرگ ترهای گرامی و خواهران و برادران عزیزم: السلام علیکم.

افتخار بزرگی است برای من که امروز، پس از مدت زیادی، دوباره حرف می زنم. بودن در این جا - در کنار چنین انسان های محترمی - لحظه ی بزرگی است در زندگی من، و پوشیدن شال بی نظیر بوتوی فقید هم باعث افتخار من است. نمی دانم این سخنرانی را از کجا آغاز کنم. نمی دانم مردم از من انتظار دارند چه بگویم. ولی اول از همه از خداوند تشکر می کنم، خداوندی که همه در چشمش برابریم و سپس از تمام کسانی که برای بهبودی سریع من، و شروع زندگی جدید من دعا کرده اند متشکرم. هنوز باور نمی کنم مردم این همه به من محبت داشته اند. از سراسر جهان هزاران کارت "زود خوب شو!" و هدیه دریافت کرده ام. از همه متشکرم، از تمام کودکانی که کلمات معصوم شان مرا دلگرم کرده است، از تمام بزرگ ترهایی که دعاهای شان مرا نیرومند کرده است. دوست دارم از تمام پرستارها، پزشکان و کارکنان بیمارستان هایی که در پاکستان و انگلستان مرا پذیرفتند تشکر کنم؛ و همین طور از دولت امارات متحده ی عربی که به من کمک کرد تا بهتر شوم و بهبودی ام را بازیابم. 

من  با تمام وجود از دبیر کل سازمان ملل ژنرال بان کی مون و برنامه اش  Global Education First Initiative، از فعالیت های نماینده ی مخصوص سازمان ملل "گوردن براون" برای آموزش جهانی، و همین طور از رئیس محترم مجمع عمومی سازمان ملل متحد "ووک ژرمیک" حمایت می کنم؛ و به خاطر رهبری شان ازشان متشکرم. آن ها همه ی ما را به حرکت تشویق می کنند. برادران و خواهران عزیزم، یک چیز را به یاد داشته باشید: روز ملاله روز من نیست. امروز، روز تمام زنان است، تمام پسران و دخترانی که صدای شان را برای باز گرفتن حق شان بلند کرده اند.

صدها فعال حقوق بشر و فعالان اجتماعی در سراسر جهان نه تنها برای بازگیری حق خود حرف می زنند، که برای رسیدن به هدف شان یعنی صلح، آموزش و برابری تلاش می کنند. هزاران نفر به دست تروریست ها کشته شده اند و میلیون ها نفر مجروح. من تنها یکی از آن هایم. من این جا ایستاده ام: یک دختر، در میان هزاران نفر. من از طرف خودم حرف نمی زنم، بلکه از طرف تمام کسانی حرف می زنم که صدای شان به این جا نمی رسد. تمام کسانی که برای گرفتن حق شان جنگیده اند. حق شان برای زندگی کردن در صلح. حق شان برای آن که با احترامی که درخورشان است، با آنان برخورد شود. حق شان برای آن که از فرصت های برابر برخوردار شوند. حق شان برای تحصیل.  

دوستان عزیزم، روز نهم اکتبر 2012، طالبان سمت چپ پیشانی مرا هدف قرار دادند. آن ها به دوستانم هم شلیک کردند. آن ها فکر می کردند گلوله ها ما را ساکت می کنند، ولی شکست خوردند. سکوت ما هزاران صدا را بلند کرد. تروریست ها فکر کردند می توانند اهداف مرا عوض کنند و امیدهایم را خاموش. ولی هیچ چیز در زندگی من تغییر نکرده به جز این یکی: ضعف، ترس و ناامیدی از بین رفتند. نیرو، قدرت و شجاعت به دنیا آمدند. من همان ملاله هستم. آرزوهایم تغییری نکرده اند. امیدهایم تغییری نکرده اند. رویاهایم نیز، تغییری نکرده اند. خواهران و برادران عزیز، من برعلیه هیچ کس نیستم. من این جا نیامده ام تا از طالبان یا هیچ گروه تروریستی دیگری انتقام شخصی بگیرم. من این جایم تا از حق تحصیل برای تک تک کودکان سخن بگویم. من می خواهم پسران و دختران طالبان و تمام تروریست ها، و تمام افراط گراها از حق تحصیل برخوردار باشند. من حتی از طالبی که به من شلیک کرد هیچ کینه ای در دل ندارم.

حتی اگر اسلحه ای در دست داشتم و او جلوی من ایستاده بود، شلیک نمی کردم. این شفقتی است که از محمد، پیامبر رحمت، از عیسی مسیح و از بودا آموخته ام. این همان تغییری است که از مارتین لوتر کینگ، از نلسون ماندلا و از محمدعلی جناح به ارث برده ام.

این فلسفه ی رفتار غیر خشونت آمیزی است که از گاندی، از باچا خان و مادر ترزا آموخته ام. این همان بخششی است که از پدر و مادرم یاد گرفته ام. این همان چیزی است که قلبم به من می گوید: صلح را بجوی. همه را دوست داشته باش.

خواهران و برادران عزیزم، زمانی به اهمیت روشنایی پی می بریم که تاریکی ما را دربرگرفته باشد. زمانی اهمیت صدای مان آشکار می شود که خاموش مان کرده باشند. همین طوری بود که در سوات، شمال پاکستان، هنگامی که اسلحه ها را دیدیم، به اهمیت قلم و کتاب پی بردیم. مثل خوبی هست که می گوید: "قلم از هر شمشیری برنده تر است." راست می گوید. افراط گرایان از کتاب ها و قلم ها می ترسند. قدرت تحصیل آن ها را می ترساند. زنان آن ها را می ترسانند. قدرت صدای زنان آن ها را می ترساند. به همین خاطر بود که چهارده دانش آموز بی گناه را در حمله ی اخیرشان به کویتا کشتند. و به همین خاطر است که آموزگاران زن را به قتل می رسانند. برای همین است که مدرسه ها را هر روز منفجر می کنند؛ آن ها همیشه می ترسیده اند، و هم چنان می ترسند از تغییر و برابری ای که ما برای جامعه به ارمغان خواهیم آورد. یاد دارم روزنامه نگاری از یکی از پسرهای  مدرسه مان پرسید: چرا طالبان با تحصیل مخالفند؟ و او خیلی صادقانه به کتاب در دستش اشاره کرد و گفت: طالبان نمی دانند این تو چی نوشته است!

آن ها گمان می کنند خداوند موجودی حقیر، کوچک و محافظه کار است که اسلحه اش را به سمت سر مردم نشانه می رود، تنها به خاطر این که به مدرسه می روند. این تروریست ها دارند از اسم اسلام برای منافع شخصی خودشان سوء استفاده می کنند. پاکستان کشوری دموکرات و صلح طلب است. پشتوها برای تمام دختران و پسران شان تحصیل می خواهند. اسلام دین صلح خواهی، بشردوستی و اخوت است. اسلام می گوید که تحصیل برای تمام کودکان هم وظیفه است و هم مسئولیت. صلح پیش نیاز تحصیل است. در خیلی قسمت های جهان، به خصوص پاکستان و افغانستان، تروریسم، جنگ و نزاع، کودکان را از مدرسه رفتن باز می دارند. ما دیگر از این جنگ ها خسته شده ایم.

 زنان و کودکان، در خیلی از قسمت های جهان، در شرایط مختلف رنج می کشند. در هند، کودکان معصوم و فقیر قربانی کار اجباری اند. خیلی از مدارس در نیجریه نابود شده اند. مردم افغانستان تحت تاثیر افراط گرایی قرار دارند. دختران نوجوان به کار اجباری خانگی مشغول اند و در سنین پایین مجبور به ازدواج می شوند. فقر، نادانی، بی عدالتی، نژادپرستی و محرومیت از حقوق اولیه ی بشر، مشکلات اصلی اند- هم برای مردان و هم برای زنان.

امروز، من بر حقوق زنان و حق تحصیل دختران تاکید دارم؛ چرا که آن ها بیش از همه رنج می برند. زمانی بود که فعالان حقوق زنان از مردان می خواستند برای آنان به پا خیزند. ولی این بار نوبت خودمان است. نمی گویم مردان نباید دیگر از حقوق زنان سخنی بگویند، بلکه می خواهم بر این که تاکید کنم که وقتش رسیده زنان مستقل باشند و برای خودشان بجنگند. پس برادران و خواهران عزیزم، وقتش است که صدای مان را بلند کنیم. امروز، از رهبران جهان می خواهیم که سیاست های استراتژیک شان را به نفع صلح و کامیابی تغییر دهند. از آنان می خواهیم که تمام قراردادهای شان در جهت حمایت از حقوق زنان و کودکان باشد. قراردادی که حقوق زنان را نقض کند، غیرقابل قبول است.        

ما از تمام دولت ها می خواهیم تحصیل رایگان و اجباری را برای تمام کودکان، در سرتاسر دنیا، تضمین کنند. ما از تمام دولت ها می خواهیم بر علیه تروریسم و خشونت بجنگند. از کودکان در برابر وحشی گری و آسیب محافظت کنند. ما از کشورهای توسعه یافته می خواهیم از گسترش فرصت های تحصیلی برای دختران کشورهای در حال توسعه حمایت کنند. ما از جوامع می خواهیم با یکدیگر مدارا کنند، و زیر بار تعصب های مبنی بر طبقه، عقیده، فرقه، رنگ، مذهب، و برنامه های سیاسی نروند؛ تنها از این طریق است که آزادی و برابری برای زنان تضمین می شود و آن ها می توانند پیشرفت کنند. موفقیت نصیب ما نخواهد شد اگر نیمی مان را عقب نگه داشته باشند. از خواهران مان در سراسر جهان می خواهیم که شجاع باشند، که نیروی درون شان را با آغوش باز بپذیرند و استعداد نهان شان را کامل درک کنند.

خواهران و برادران عزیزم، ما برای تضمین آینده ای روشن برای کودکان مان مدرسه و تحصیل می خواهیم. ما سفرمان را به سمت مقصد که همان صلح است و تحصیل، ادامه خواهیم داد. هیچ کس نمی تواند جلوی مان را بگیرد. ما برای گرفتن حق خود صدای مان را بلند می کنیم، ما با صدای مان تغییر ایجاد می کنیم. ما به نیرو و قدرت واژه های مان باور داریم. واژه های ما می توانند تمام جهان را تغییر دهند چرا که همه در کنار هم ایستاده ایم و برای هدف مان، تحصیل، متحد شده ایم. پس برای دست یابی به این هدف به ما اجازه دهید خود را با قدرت دانش مسلح کنیم، بگذارید پشت سپر وحدت و با هم بودن مان پناه بگیریم.

خواهران و برادران عزیزم، نباید فراموش کنیم که میلیون ها نفر دارند از فقر و بی عدالتی و نادانی رنج می برند. نباید فراموش کنیم که میلیون ها کودک توانایی رفتن به مدرسه ندارند. نباید فراموش کنیم که خواهران و برادران مان در انتظار آینده ای روشن و صلح آمیز نشسته اند.

پس بگذارید نزاعی پرشکوه برپا کنیم  بر علیه بی سوادی، فقر، و تروریسم. بگذارید کتاب ها و قلم های مان را بیرون بکشیم، که آن ها قدرت مند ترینِ سلاح هایند. یک کودک، یک معلم، یک کتاب و یک قلم می توانند جهان را تغییر دهند. تحصیل تنها راه حل است. تحصیل اولویت است. متشکرم.

 


   

مطلب مرتبط: 
برای خواندن یادداشت های روزانه ی ملاله یوسف زی می توانید به ماهنامه ی عروسک سخنگو شماره ی 253 و 254 مراجعه کنید. 
 
لینک مرتبط: