summer3.jpg - 23.94 کیلو بایت

 

  

summer2.jpg - 31.40 کیلو بایت

 

 

خب اگه ماهی قرمز برای سر سفره هفت سین هاتون خریدین که هیچی... (البته اینم یه راهکار بهتون میدم شاید خوشتون اومد خدارو چی دیدین؟) اما اگه هنوز دست به کار نشدین میشه یه کوچولو وقت بذارین و به خونین؟ و من به اندازه ی 5 برابر کره ی زمین ازتون ممنون میشم.

امسال هرچقدر با خودم کلنجار رفتم دیدم دلم نمیاد مثل هر سال برم ماهی قرمز به خرم... حالا ماهی قرمز که هیچی ... من عاشق این ماهی سیاه سه دمه چشم ورقلمبیده هم که با ناز و عشوه توی تنگ شنا میکنن و دل ضعفه می‌گیرم... ولی یه کوچولو فکر کنید دلتون میاد این موجودهای کوچولو رو بخرید و زندانی کنید توی یه تنگ ریزه میزه؟ درسته حافظه‌شون سه ثانیه‌ای هستش و زودی یادشون میره! اما ما که حافظه مون سه ثانیه‌ای نیست. ناراحت نمیشید وقتی یکی از همین روزها برید سر وقت تنگاشون و به بینید یکیشون اومده روی سطح آب و داره نفس‌های آخرش رو می کشه؟

من که رفتم لوازم تحریری و از آقای فروشنده خواستم یه بسته گِل بهم بده... قیمتی هم نداره... باهاش میتونین کلی ماهی قرمز سفالی درست کنین و رنگشون کنین... درسته به خوشگلی اونایی نمیشن که خدا آفریده، ولی خب اینجوری خیالتون راحته که ماهی قرمزهای واقعی رو توی یه تنگ کوچولو زندانی نمی‌کنید و مهم تر اینکه از دوست‌های دیگه‌شون جدا نمیشن...

پیشنهاد کوچولوم رو هم به اونایی که رفتن ماهیاشون رو خریدن بدم و برم که بیش‌تر وقتتون گرفته نشه.

پاشید زود تند سریع تا اتفاق ناگواری از همون هایی که توی چند خط بالاتر گفتم برای ماهی کوچولوهاتون نیفتاده، ببریدشون توی پارک‌هایی که حوض بزرگ دارن (مثل پارک لاله، پارک ملت و کلی پارک دیگه توی شهرهاتون) و بندازینشون توی اون حوض‌ها. اونجا هم جای بزرگ‌تری دارن هم اینکه چندتا ماهی دیگه مثل خودشون میبینن و دلشون باز میشه! و خدارو چی دیدی؟ شاید عاشق هم شدنو کلی نی‌نی ماهی تولید کردن و با هم زندگی قشنگی داشتن...