summer3.jpg - 23.94 کیلو بایت

 

  

summer2.jpg - 31.40 کیلو بایت

 

بیا

و با من آشتی کن

روزهاست منتظرم

پرچم سفیدت را بالا ببری

من به سربازهای دهکده ام

نان تازه تعارف کنم

به کودکانم

خنده هایی با صدای بلند

و به تو

یک فنجان چای داغ

هر روز منتظرم

در روزنامه های محلی

گزارش کنند

بزرگترین لبخند دنیا

بر لب دختری صورتی کشف شد

تو باشی

در آستانه در

و من

که روی یک صندلی لهستانی

با تکان سری

و آغوشی باز

به تمام سربازهای چوبی ام

دستور صلح می دهم.