summer3.jpg - 23.94 کیلو بایت

 

  

summer2.jpg - 31.40 کیلو بایت

 

خوابیده بر روزهای عصبانی

غولِ من                        با دهان باز

 

شبیه نقشه ای که آفریقای ش را چیده باشند

آسیای ش را به جای اروپای ش چسبانده باشند،

کله اش.

 

شبیه غاری پنهان شده

میان قله های رشته کوه هیمالیا

دهان اش.   

 

شبیه یخچال های طبیعی قطب جنوب 

که فرو می روند در آب و

لاشه های غرق نشده ی کشتی ها

بینی اش.

 

غول ِ من اسب می شود

میان جنگل های بی نظیر دنیا به پیش می رویم

شب ها در جزیره ها می خوابیم

و صبح ها در هتل های پنج ستاره بیدار می شویم.

 

غول ِ من باد می شود

سوار بر قالیچه ی سلیمان به قصر طلا می رویم

چراغ گرد گرفته ی جادو را می دزدیم

و هشت آرزو می کنیم :

که هر بیست و هشت آرزوی مان

صد و سی و هشت بار برآورده شود.

 

غول ِ من دزد می شود

به بغداد می رویم

ورد می خوانیم

جادوگر می شویم

و سکه های طلا را می دزدیم.

 

 

غول ِ من خواب می بیند.

هربار که می خوابد

و هر بار که بیدار می شود

خواب می بیند.

خواب می بیند دریاچه با گوشواره های ماهی را

خواب می بیند آسمان  و گردنبند ستاره را

خواب می بیند کهکشان خوابیده در راه شیری را

خواب می بیند

مرا  

 

چه کسی باور می کند؟

من

 در رویای یک غول زندگی می کنم.

*

 خوابیده بر روز های شاد

غول ِ من          با دهان بسته