summer3.jpg - 23.94 کیلو بایت

 

  

summer2.jpg - 31.40 کیلو بایت

 

Gabriel Pacheco

 

مهم نیست

دنباله های لعنتی

که هی بلند می شوند

هی صعود می کنند، نزول می کنند

و موهای مرا می کشند.

 

مهم نیست

پرتابه ها که پرتاب می شوند

مردمک هایم را می لرزانند،

گلوله ها که رها می شوند

سنگ هایی که قائم بالا می روند

و دست هایم را پر از سنگریزه می کنند.

 

مهم نیست

اتم ها که سرعت می گیرند

لوله های شیمیایی

            که قل قل می کنند

           و سرعت سنج ها که در خواب هایم می چرخند.

 

مهم نیست

کتاب ها که قد می کشند

                _ ازمن بلند تر

      و نردبان را گیج می کنند

 

مهم نیست

روزها که قصه ای بلند می شود

     اندوه

     که هر روز مرا می بلعد

     هر شب پس می آورد

 

مهم نیست

راه پله ها که قدم هایم را شماره می کنند

تخته ی کلاس

که پریشانی دست هایم را به سخره می گیرد.

 

مهم نیست

اخم های معلم

           که خط کشی بلند می شود

      خاطره هایم را سرخ می کند ...

 

مهم نیست

هزار چشم و هزار دست

نقطه ها که بر سر کلمات تاب می خورند

و گریه ای که در گلویم می لرزد.

 

مهم نیست

هیچ مهم نیست

"مدرسه"

که نیمکت های شلوغ را از یاد برده

و راهرویی که هر روز بلند تر می شود

                   طنین قدم هایم را می بلعد.