summer3.jpg - 23.94 کیلو بایت

 

  

summer2.jpg - 31.40 کیلو بایت

 

شاعر: ویسواوا شیمبورسکا

ما کودکان روزگار خود هستیم

روزگار سیاسی خود.

 

تمام روز، تمام شب

تمام رابطه ها -  رابطه های ما، شما، آن ها - 

رابطه هایی سیاسی اند.

 

دوست داشته باشی یا نه

ژن های تو گذشته ای سیاسی دارند

پوست ات، قالبی سیاسی دارد

چشمان ات، انحرافی سیاسی دارند.

 

هر چه بگویی به تو بازمی گردد

هرچه نگویی، برای خود حرف می زند

در هر صورت، این تو هستی، که سیاسی سخن می گویی.

 

حتی هنگامی که به میان طبیعت می روی

قدم هایی سیاسی برمی داری،

بر زمین هایی سیاسی.

 

شعرهای سیاسی نیز سیاسی اند،

و ماهی بر سر ما می درخشد

که دیگر به طور کامل ماه نیست.

بودن یا نبودن، مسئله این است

_ گرچه دستگاه گوارش را آزار می دهد _

مسئله ای است، مثل همیشه، سیاسی.

 

برای آن که به معنایی سیاسی دست یابی

حتی لازم نیست انسان باشی

مواد اولیه این کار را انجام خواهند داد،

یا غذاهای پروتئین دار، یا روغن خام.

 

یا میز کنفرانسی که شکلش

ماه ها موضوع بحث بوده است:

آیا باید زندگی و مرگ را، پشت میزی گرد،

یا میزی چهار گوش داوری کنیم؟

 

در همین زمان، انسان ها از بین رفتند.

حیوانات مردند.

خانه ها سوختند.

و مزرعه ها یاغی شدند

درست مثل زمانه ی پیشین،

زمانه ای که کم تر سیاسی یود.