summer3.jpg - 23.94 کیلو بایت

 

  

summer2.jpg - 31.40 کیلو بایت

 

 

ویسواوا شیمبورسکا

ترجمه: رویا زنده بودی

 

 

من آرامبخش ام.

من در خانه مفیدم و در اداره هم

کار می کنم.

می توانم در دادگاه شهادت دهم.

فنجان های لب پر را با دقت تمام تعمیر می کنم.

فقط باید مرا با خودت ببری،

بگذاری زیر زبانت آب شوم

فقط باید مرا با یک لیوان آب،

فرو بدهی.

 

می دانم چطور از پس بدبختی ها برآیم.

می دانم چطور با خبرهای بد کنار بیایم.

می توانم بی عدالتی را تا جای ممکن کاهش دهم،

می توانم جای خالی خدا را

با شمع روشن کنم،

یا می توانم پرده ای انتخاب کنم که

به صورتت بیاید.

منتظر چه هستی –

به محبت دارویی من ایمان بیاور.

 

تو هنوز جوانی،

هنوز دیر نشده آرامش را یاد بگیری.

چه کسی گفته که باید همیشه

سختی کشید؟

 

مغاکت را به من بسپار،

من سقوط تو را با خواب

بی درد می کنم.

مطمئن باش از این که چهار پنجه برای افتادن روی شان داشته ای

سپاسگزار خواهی بود.

 

روحت را به من بفروش.

 دیگر خریداری نمانده است، دیگر

شیطانی نمانده است.

 

 

 

 


لینک های مرتبط: 

ایستگاه راه آهن 

چگونه شعر بنویسیم (یا ننویسیم)