summer3.jpg - 23.94 کیلو بایت

 

  

summer2.jpg - 31.40 کیلو بایت

 

عکس از: شیوا خادمی

 

 

"سیلویا پلات"

ترجمه: رویا زنده بودی

 چاپ شده در ماهنامه ی عروسک سخنگو 

 

 

 

این منم:

          نقره فام و دقیق.

هیچ تصوری از پیش ندارم.

هرچه می بینم

بی درنگ می بلعم،

همان گونه که هست

بی غبار عشق و بی زاری.

بی رحم نیستم،

تنها حقیقت را می نمایانم.

چشم یک خدای کوچک ام،

چشمی چهارگوش.

بیش تر به دیوار روبه رو فکر می کنم،

صورتی است، لکه های کوچکی دارد.

آن قدر به او نگاه کرده ام،

که فکر می کنم

پاره ای از دل من است.

فقط این که تصویرش

گاه می لرزد.

 

 

چهره ها و تاریکی جدای مان می کنند،

دوباره و

دوباره.

 

 

حالا دریاچه ام.

 زنی بر رویم خم می شود،

خودش را

در ژرفای آب های من می جوید ...

آن گاه،

پناه می برد به دروغ گویان ِ شمع و ماه.

پشتِ او را می بینم،

بی کم و کاست نشان اش می دهم.

پاداش من اشک های اوست،

تلاطم دست هایش.

برای او مهم ام،

می آید و می رود.

هر صبح،

صورت اوست که

 تاریکی را کنار می زند.

در من او دخترکی را غرق کرده ست،

در من است که

 پیرزنی سالخورده، هر روز

هم چون ماهی هولناکی

به سمت او بلند می شود.

 



مطالب مرتبط: 

صفحه ای از دفترچه خاطرات سیلویا پلات 

ترانه ی عاشقانه ی یک دیوانه