summer3.jpg - 23.94 کیلو بایت

 

  

summer2.jpg - 31.40 کیلو بایت

گفت‌وگو با حسین‌ ترکمن‌نژاد، مترجم کتاب «سیلماریلیون»

چاپ شده در نشریه‌ی کوله‌پشتی ضمیمه‌ی روزنامه‌ی شهروند

 

سیلماریلیون حماسه­ی منثورِ باشکوهی‌ست که بستر اساطیری آن را تالکین طی نیم قرن آفرید. در این سال‌های طولانی، او با تخیل شگفت­انگیزش جهانی با تاریخی شامل انبوهی از روایات گوناگون و درهم­تنیده و جغرافیایی کاملاً ابداعی خلق کرد. این شاهکار منحصربه­فرد نه تنها از نظر وسعت و گستردگی داستان­ها و ساختارش بلکه از لحاظ قدرت و ظرافت میخکوب­کننده­ی روایات آن با شاهنامه قابل مقایسه است. بیشترین بخش سیلماریلیون شرح وقایع دوران اول جهان است و داستان­های روزگاری را روایت می­کند که الف­ها و آدمیان علیه مورگوت، فرمانروای تاریک، به جنگ برخاستند تا اسیرش نشوند و سیلماریل­ها را که گوهرهایی بی­نظیر و جاودانه بودند، از او پس بگیرند.

انتشار کتاب «سیلماریلیون» نوشته‌ی جی. آر. آر. تالکین توسط نشر غنچه بهانه‌ای شد تا با مترجم هنرمند و توانای این اثر، حسین ترکمن‌نژاد گفت‌وگویی داشته باشیم.

 

آقای ترکمن‌نژاد دوست دارید در ابتدای صحبت‌تان، برای کسانی که هنوز «سیلماریلیون» را نخوانده‌اند توضیح کوتاهی درباره‌ی کتاب بدهید.

سیلماریلیون مجموعه­ی انبوهی از یادداشت‌های تالکین بوده که بخش­های مختلفش طی پنجاه سال نوشته شده و پسرش بعد از فوت او چکیده­ای از آن‌ها را پس از جمع‌آوری و ویرایش، منتشر کرده است. در واقع هدف اولیه‌ی تالکین از نوشتن این داستان­ها، فراهم کردن بستری داستانی برای زبان­های ساخته­ی خودش بوده. تالکین که در دانشگاه، زبان انگلیسی باستان تدریس می‌کرده، در این کتاب ریشه‌های جهان ابداعی خود و تاریخ پیش از اتفاقات فرمانروای حلقه­ها را بازگو می‌کند. در واقع بنا بر نظام اساطیری او، فرمانروای حلقه­ها اتفاقات اواخر دوران سوم را نقل می­کند، در حالی که سیلماریلیون بیشتر به وقایع دوران اول می­پردازد. هرکس که فرمانروای حلقه­ها را خوانده باشد با سوالات زیادی درباره­ی منشا خیلی از شخصیت­ها و وقایع روبه‌رو می­شود و بسیاری از سوالاتش بعد از اتمام کتاب بدون پاسخ می­ماند. سیلماریلیون همه­ی آن سوالات را پاسخ می­دهد و از طرفی به عمق و زیبایی آثار دیگر تالکین اضافه می­کند.

 

چطور با سیلماریلیون و تالکین آشنا شدید.

آشنایی من با تالکین برمی­گردد به دوران نوجوانی و سال­های دبیرستان. یادم هست آن سال­ها چنان شیفته­ی مخلوقات ذهن او بودم که همه­ی فکر و ذکرم داستان­های سیلماریلیون بود و اغراق نیست اگر بگویم که جهان خیالی این قصه­ها از زندگی روزمره برایم واقعی­تر جلوه می­کرد. آن زمان هنوز سیلماریلیون به فارسی­زبانان معرفی نشده بود و من هم از طریق وب‌سایت­های طرفداران انگلیسی تالکین با آن آشنا شدم و به دشواری متن کتاب را به دست آوردم. این ترجمه از همان سال­ها شروع شد؛ یادم هست که اول در حد آرزویی بلندپروازانه بود، ولی کم­کم تبدیل شد به یک دل‌مشغولی شبانه­روزی. الان دیگر خودم هم یادم نمی­آید که چندبار هر بند آن را ویرایش کردم. برای هر جمله­ی آن تا حدی وسواس داشتم که گاهی کاملا از اتمامش ناامید می­شدم و مدتی دیگر سراغش نمی­رفتم. در واقع وقتی تمامش کردم، پنج سال از نوشتن اوّلین سطر آن می­گذشت. خوب یادم هست که اواخر تابستان89 بود که تایپ و ویرایش دست­نویسم تمام شد، ولی آن سال­ها موفق به چاپش نشدم و فقط دلم به همین خوش بود که گه­گاهی دوباره می­خواندمش و بارها و بارها ویرایشش می­کردم. من زمانی با تالکین آشنا شدم که با بزرگان ادبیات انگلیسی تقریباً بیگانه بودم، ولی الان هم که دانشجوی کارشناسی ارشد ادبیات انگلیسی در دانشگاه تهران هستم و سال­هاست با شاهکارهای ادبیات انگلیسی مانوس بوده­ام، هنوز شیفته­ی آثارش هستم و از خواندن قصه­هایش بسیار لذت می­برم.

 

تالکین در نوشتن این کتاب تحت تاثیر چه نویسنده­ها و شخصیت­هایی بوده؟

تالکین در این کتاب از اساطیر مختلفی بهره برده است. او به اساطیر و سنت‌های ادبی کشورهای مختلف اروپایی تسلط داشته و در این کتاب از اساطیر ملل اروپا مثل اساطیر فنلاندی، ایرلندی و انگلیسی الهام گرفته است. اندیشه‌های فلسفی او هم از نوشته­های سنتی مسیحی تاثیر زیادی گرفته و در ضمن، قالب اثر هم از خیلی جهات تحت تاثیر نثر ترجمه­ی انگلیسی کتاب مقدس به نگارش در آمده است. این کتاب قطعا چه برای آن‌هایی که به اساطیر علاقه‌مند هستند و چه کسانی که درباره‌ی اساطیر چیزی نمی‌دانند جذاب خواهد بود. چون به طور کلی می‌توان گفت که سیلماریلیون اثری است الهام گرفته از اساطیر ملل بزرگ.

 

در توضیح کوتاهی از کتاب، شما از سیلماریلیون به عنوان شاهکاری منحصر به فرد یاد کرده‌اید و گفته‌اید که با شاهنامه‌ی فردوسی قابل قیاس است.

بله همین‌طور است. قطعا شاهنامه­ی فردوسی اثری بی­همتاست و از نظر پیشینه­ی فرهنگی و جایگاهش در شاهکارهای ادبیات جهان بی­نظیر است. با این حال سیلماریلیون را از خیلی جهات می‌توان با شاهنامه مقایسه کرد؛ چرا که شاهنامه هم با آغاز خلقت شروع می‌شود و بخش‌های پهلوانی دارد و با افول قهرمانان باستانی پایان می‌یابد. این بخش‌ها و وقایع در سیلماریلیون هم مشابهاتی دارد. جدای از این، زیبایی این اثر هم با شاهنامه قابل قیاس است. من خودم هنوز بعد از بارها خواندن این کتاب، به شدت تحت تاثیر زیبایی نثر و قدرت داستان­گویی تالکین قرار می­گیرم.

 

همان‌طور که گفتید، این کتاب نثر متفاوتی دارد. چه طور توانستید با این نثر و زبان کنار بیایید.

من نزدیک پنج سال برای ترجمه‌ی این کتاب زمان صرف کردم. سیلماریلیون نثر منحصربه­فردی دارد و زبانش اغلب حماسی و گیراست. من از کودکی مطالعه‌ی زیادی در ادبیات فارسی داشتم و با توجه به آشنایی­ام با نثرهای مختلف فارسی، در این ترجمه تلاش کردم زبانی را به کار ببرم که به متن اصلی نزدیک باشد و ویژگی‌های آن را بازتاب کند. به خاطر همین ممکن است کلمات ناآشنایی مثل «سپند» به جای «مقدس» در متن به چشم بخورد. هر جا از این گونه کلمات استفاده شده، معنی آنها را در پاورقی آورده­ام. من مترجم شعر هم هستم و تا به حال اشعار زیادی از بزرگان ادبیات انگلیسی ترجمه کرده­ام و ترجمه­هایم اغلب در قالب شعر کهن فارسی هستند. به همین دلیل دو تا شعری را هم که در متن اصلی سیلماریلیون هستند به شعر و در وزن شاهنامه به فارسی ترجمه کرده­ام، چون اغلب احساس می­کنم وقتی شعر انگلیسی را به صورت نثر در فارسی ترجمه می­کنیم برای مخاطبان فارسی­زبان چندان جذابیتی ندارد. ضمنا فضای کتاب هم حماسی هست و به نظرم وزن اشعار حماسی فارسی با آن هماهنگ می­شود.

 

 با این ویژگی‌های منحصربه‌فردی که از آن‌ها صحبت کردید، چه می‌شود که سیلماریلیون را در دسته‌ی کتاب‌های نوجوان قرار می‌دهیم؟

واقعیت این است که تالکین سیلماریلیون را برای نوجوان‌ها ننوشته، بلکه در اصل مخاطبی برای آن در ذهن نداشته و اصطلاحا آن را برای دل خودش نوشته؛ به همین دلیل بیشتر ابعاد فکری و دغدغه­های فلسفی او را در این کتاب می‌توان یافت. از این رو به این کتاب باید بیش از یک اثر منتشر شده برای نوجوان‌ها نگاه کرد. به نظرم در ایران باید بهای بیشتری به ادبیات فانتزی داده شود و این گونه کتاب­ها وارد محافل جدی ادبی شوند و دانشگاهیان و صاحب­نظران آنها را نقد ‌و ‌بررسی کنند. ما می‌توانیم بگوییم «هابیت» یک کتاب نوجوان است اما درباره‌ی سیلماریلیون نمی‌توانیم به طور قطع چنین چیزی بگوییم، چون خود نویسنده نگاهی کاملا جدی به آن داشته. البته من خودم در نوجوانی شیفته­ی آن شدم و قطعا خواندن آن را به همه­ی نوجوانان کتاب­دوست پیشنهاد می­کنم و قول می­دهم با خواندنش پنجره­ی جدیدی پیش چشمانشان باز شود و با دنیایی بی­نظیر آشنا شوند.

 

در کل چرا باید به اساطیر و کتاب­‌های ادبیات فانتزی مثل سیلماریلیون اعتنای بیشتری کرد؟

ببینید، در اساطیر اساسی‌ترین پرسش­ها و دغدغه­های اصلی زندگی انسان مطرح می­شوند. بسیاری از اساطیر با اینکه چند هزار سال پیش از ما نوشته شده­اند، گاهی از هر اثر ادبی دیگری بهتر می­توانند نیازهای بشر امروز را بیان کنند. اساطیر با عمیق­ترین نیازها و پرسش­های انسان سر و کار دارند و به همین دلیل خواندن چنین کتاب‌ها و داستان‌هایی به انسجام روانی نه تنها نوجوان‌ها، بلکه‌ی همه‌ی آدم‌ها کمک می‌کند. سیلماریلیون هم کتابی است که تالکین آن را تحت تاثیر جاودانه­ترین اسطوره‌ها نوشته و بدون شک خواننده‌ی نوجوان هم با خواندن آن فرصتی برای اندیشیدن به پرسش‌های اساسی زندگی پیدا می‌کند. ضمنا خیلی از منتقدان باور دارند که خواننده آرزوها و حسرت­های خودش را با خواندن متن برآورده می­کند و به این دلیل از آن لذت می­برد که تحقق آرزوهای خودش را در آیینه­ی آن می­بیند. سیلماریلیون این ویژگی را به تمام و کمال دارد. خواننده­ی علاقه­مند که آن را با حوصله و دقت بخواند، می­تواند بازتاب آرزوهای خودش را در آن ببیند و ارتباطی بسیار عمیق با آن برقرار کند، طوری که این کتاب را تا آخر عمر به یاد داشته باشد.