summer3.jpg - 23.94 کیلو بایت

 

  

summer2.jpg - 31.40 کیلو بایت

آزمایش امروز، پر از صداهای جالب و عجیب است. چند لیوان و کمی آب با یک مداد یک ابزار موسیقی ساده برای شما می سازد. با همین لیوان ها می توانید یک آهنگ قشنگ بسازید. پس چرا صبر کرده اید؟ بخوانید و دست به کار شوید.

مطالعه بیشتر...

قرار است آزمایش کنیم. یک آزمایش ساده! چیزهای زیادی هم برای آزمایش کردن لازم نداریم. یک ظرف پر از آب و دوتا پرتغال که بعد از آزمایش هم می توانید آن را بخورید، کافی است. 

مطالعه بیشتر...

داداش کوچولوی من که تازه به دنیا آمد، مامان به او نگاه کرد بعد به من لبخند زد و گفت: «تو هم زمانی این شکلی بودی.» اما من که یادم نمی‌آید!

داداش کوچولو که تازه چهار دست و پا روی زمین راه می‌رفت، بابا دستش را گرفت و گفت: «بیا با هم راه برویم.» داداش کوچولو از ته دل خندید. من دور بابا و داداش می‌دویدم و همه با هم می‌خندیدیم.

داداش کوچولو همین چند روز پیش، خودش بلند شد و ایستاد. حالا بدون کمک بابا هم می‌تواند راه برود. پدربزرگ عصا زنان به خانه‌ی ما می‌آید و با دیدن داداش کوچولو لبخند می‌زند و از توی جیبش به من یک دانه شکلات می‌دهد. به بابا نگاه می‌کند و می‌گوید: «تو هم یک روز به راه افتادی و دیگه ننشستی» بابا کله‌اش را می‌خاراند، لابد یادش نمی‌آید!

مطالعه بیشتر...

 «چرا همه چیز اینجوری است؟» وقتی پایم را محکم به زمین می‌زنم و این را از مامان می‌پرسم، اول از پشت عینکش به من نگاهی می‌اندازد و بعد کتابش را می‌گذارد روی میز، کنار دستش. عینکش را در می‌آورد و دست‌هایش را باز می‌کند که یعنی بدو بیا بغلم.

مطالعه بیشتر...

تا حالا دوتا رنگین کمان توی آسمان دیده‌ای؟ یکی پررنگ و کوچکتر، دیگری کمرنگ و بزرگتر. رنگین کمان پررنگ وقتی نور می‌شکند به دنیا می‌آید. وقتی نور خورشید از قطره‌های آب باران می‌گذرند، شکسته می‌شود و به هفت رنگ تقسیم می‌شوند. اگر هر پرتوی نور، دوبار بشکند یک رنگین کمان کوچک هم به دنیا می‌آید. وقتی آفتاب قطره‌های باران را تبخیر کند، دیگر قطره‌ای نیست که نور را بشکند و رنگین کمان از آسمان می‌رود.

مطالعه بیشتر...

 گاهی بعضی شب‌ها دستم را می‌گذارم زیر سرم و به آسمان نگاه می‌کنم. به ماه، ستاره‌ها، به شهاب‌هایی که مثل یک خط نورانی از این سمت به آن سمت پنجره می‌پرند... من حتی برای پنجره‌ام اسم هم گذاشته‌ام.

مطالعه بیشتر...

وقتی ما تصمیم می‌گیریم به مدرسه برویم، یعنی اولین قدم را برای با سواد شدن و متفاوت بودن برداشته‌ایم. وقتی سواد خواندن و نوشتن یاد می‌گیریم، می‌توانیم دانش و اطلاعتمان را درباره‌ی چیزهای مختلف بالا ببریم. وقتی هم که اطلاعتمان را بالا ببریم، می‌توانیم بهتر و درست‌تر انتخاب و زندگی کنیم. ما می‌توانیم آدم‌های باسواد و متفاوتی باشیم، اگر در کوچک‌ترین و جزیی‌ترین نکات دقت کنیم. مثلا همین که بدانیم از میان اسباب‌بازی‌های مختلف و رنگارنگ و حسرت برانگیز، کدام‌شان برای ما و محیط زیست‌مان بهتر و کم ضررتر است. با خواندن و اطلاعات بیشتر است که ما می‌توانیم درست‌ و دقیق انتخاب کنیم، حتی از وقتی خیلی کوچکیم!

مطالعه بیشتر...